به نام خداوند مهربان
مدتی بود زندگی از دستم در رفته بود شایدم من از دست زندگی در رفته بودم به حال بازم کنار هم خوش و خرم سر می کنیم. دفاع که تموم شد انگاری 10 سال خواب قرض داشتم صبح تا شب شب تا صبح می خوابم. دیگه دیروز دیدم حوصله ام بد جوری سر رفته گشتم قاطی کارتونا کتابای نخوانده را پیدا کردم. برای شروع بعد اون تحریم طولانی رفتیم سراغ مرادی کرمانی و از دیشب سه تا از کتاباشو خواندم. هرچند کوچولو بود ولی برای من پر از لطف و زیبایین. دوست دارم این هوشوی نازنین رو.
خوب... زندگی میکنیم... شکر :)
|